Behinderung
B2اسمعدم قابلیت، از کار افتادگی، فلج
JadoLearn Dictionary
Behinderung یعنی عدم قابلیت. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عدم قابلیت، از کار افتادگی، فلج
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
زوال، خرابی
سده، گیر، گرفتگی
کم هوشی، شتاب منفی، عقب افتادگی
عدم قابلیت، از کار افتادگی، فلج
عدم قابلیت، از کار افتادگی، فلج
عدم قابلیت، از کار افتادگی، فلج
عدم قابلیت، از کار افتادگی، فلج
زوال، خرابی، منکوب کردن
زوال، خرابی
کمروئی، سده، گیر
باجگاه، باجداری
خفت، مالیدن، ساییدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.