Hemmung
A2اسمکمروئی، سده، گیر
JadoLearn Dictionary
Hemmung یعنی کمروئی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کمروئی، سده، گیر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
آسه، محور چرخ، سد کردن
سده، گیر، گرفتگی
کمروئی
کمروئی، چشم زهره گرفتن، چشم زهره رفتن
کمروئی
کمروئی
کمروئی، غرض ورزی، تعصب
عدم قابلیت، از کار افتادگی، فلج
سده، گیر، گرفتگی
سده، گیر، گرفتگی
عدم قابلیت، از کار افتادگی، فلج
باجگاه، باجداری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.