handeln
A1فعلمستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن
JadoLearn Dictionary
handeln یعنی مستقیم. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن
یاتاقان، وجود، پیشگاه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
زیست گاه، واریز، تسویه
افاده کردن، مستقیم، بیواسطه
مستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن
مستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن
مستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن
اثر کردن، فعالیت کردن، تاثیر کردن
ایفا کردن، اجرا کردن، اجرا نمودن
ایفا کردن، اجرا کردن، اجرا نمودن
انجام دادن، ساختن
ایفا کردن، اجرا کردن، اجرا نمودن
صنف، تجاری، تجارت
صنف، تجاری، تجارت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.