Jucken
B2اسمگال، جرب، خنش
JadoLearn Dictionary
Jucken یعنی گال. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گال، جرب، خنش
مالیدن، ساییدن، سودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سرباره، گداز آتشفشانی، مواد خارجی
گال، جرب، خنش
گال، جرب، خنش
جنگ، پیکار، نبرد
برقت آوردن، مس کردن، دست زدن
گرمی، گرما، حرارت دادن
سرپنجه جانوران، پنجه، پنجول
مالیدن، ساییدن، سودن
مالیدن، ساییدن، سودن
مالیدن، ساییدن، سودن
مالیدن، ساییدن، سودن
مالیدن، ساییدن، سودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.