tangieren
B2فعلمالیدن، ساییدن، سودن
JadoLearn Dictionary
tangieren یعنی مالیدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مالیدن، ساییدن، سودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ریزی، ریزگی، بوی
جنگ، پیکار، نبرد
برقت آوردن، مس کردن، دست زدن
گرمی، گرما، حرارت دادن
سرپنجه جانوران، پنجه، پنجول
مالیدن، ساییدن، سودن
مالیدن، ساییدن، سودن
گال، جرب، خنش
مالیدن، ساییدن، سودن
مالیدن، ساییدن، سودن
مالیدن، ساییدن، سودن
درجه نظامی، راهراه کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.