klappen
B1فعلکار افتادن، عمل کرد، وظایفه
JadoLearn Dictionary
klappen یعنی کار افتادن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کار افتادن، عمل کرد، وظایفه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سفارش دادن، راسته، دستور
آزمودن، آزمایش، آزمایش کردن
اثر کردن، فعالیت کردن، تاثیر کردن
کار افتادن، عمل کرد، وظایفه
کار افتادن، عمل کرد، وظایفه
کار افتادن، عمل کرد، وظایفه
کار افتادن، عمل کرد، وظایفه
کار افتادن، عمل کرد، وظایفه
رفتن، راه رفتن
گرداندن، جاری شدن، ادارهکردن
گرداندن، جاری شدن، ادارهکردن
گرداندن، جاری شدن، ادارهکردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.