schmelzen
C1فعلتجزیه کردن، تجزیه شدن، پوسیدن
JadoLearn Dictionary
schmelzen یعنی تجزیه کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تجزیه کردن، تجزیه شدن، پوسیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چپ، احمر، سرخ
تجزیه کردن، تجزیه شدن، پوسیدن
تجزیه کردن، تجزیه شدن، پوسیدن
گداخته شدن
گداخته شدن، آهسته ترکردن، نرم کردن
سر سکه، وفات یافتن، جان باختن
فتیله، گداختن
فتیله، گداختن، کوشش
فتیله، گداختن، بدتر کردن
فتیله، گداختن، بربا درفتن
فتیله، گداختن، تفویض کردن
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.