dahingehen
C2فعلفتیله، گداختن، تفویض کردن
JadoLearn Dictionary
dahingehen یعنی فتیله. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فتیله، گداختن، تفویض کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تجزیه کردن، تجزیه شدن، پوسیدن
سر سکه، وفات یافتن، جان باختن
فتیله، گداختن
فتیله، گداختن، کوشش
فتیله، گداختن، بدتر کردن
فتیله، گداختن، بربا درفتن
فتیله، گداختن
فتیله، گداختن
رفتن، راه رفتن
استعفا دادن، استعفا کردن، مستعفی شدن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.