sortieren
B1فعلسرند، صحنه، غربیل
JadoLearn Dictionary
sortieren یعنی سرند. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سرند، صحنه، غربیل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عاصی، مخطی، خطاکار
مارشال، ارتشبد، سرند
دستهکردن، زمره، هیات
دستهکردن، زمره، هیات
سرند، صحنه، غربیل
سرند، صحنه، غربیل
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
اسلوبی کردن، غلنبه، قلنبه کردن
صفحه، ضبط کردن، ضبط
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
بخشیزه کردن، حجاری کردن، تراش دادن
از هم جداشدن، دوشاخهشدن، غلنبه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.