vergammelt
C2صفتترش، ترشمزه، ترشیده
JadoLearn Dictionary
vergammelt یعنی ترش. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ترش، ترشمزه، ترشیده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سیاه رنگ، اسود، سیاه رنگی
بد
کهنه وفاسد، بوی ناگرفته
کهنه وفاسد، بوی ناگرفته، نخ نما
کهنه وفاسد، بوی ناگرفته، نخ نما
کهنه وفاسد، بوی ناگرفته
کهنه وفاسد، بوی ناگرفته
سیاه رنگ، اسود، سیاه رنگی
کناره گیر، معتکف، کثیف کردن
جبران ناپذیر، بی کفاره، خوب نشدنی
نخ نما، دون همت، دون
گروه دوست، معاشرتی، انسی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.