قرار دادن چند چیز در کنار هم برای یافتن شباهتها یا تفاوتها.
مثالهای طبیعی
Ein Vergleich der beiden Angebote zeigt deutliche Preisunterschiede.
مقایسهٔ دو پیشنهاد تفاوتهای آشکاری در قیمت نشان میدهد.
Im Vergleich zum letzten Jahr ist der Weg kürzer.
در مقایسه با سال گذشته، مسیر کوتاهتر است.
Der Vergleich der zwei Karten erleichterte die Planung.
مقایسهٔ دو نقشه برنامهریزی را آسانتر کرد.
نکتهٔ کاربردی
ترکیبهای رایج آن «مقایسهکردن» و «در مقایسه با» هستند؛ معنای حقوقیِ توافق برای پایان اختلاف جداست.
درس کوتاه: Vergleich
قرار دادن چند چیز در کنار هم برای یافتن شباهتها یا تفاوتها. ترکیبهای رایج آن «مقایسهکردن» و «در مقایسه با» هستند؛ معنای حقوقیِ توافق برای پایان اختلاف جداست.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Vergleich» مطابقت دارد؟
