zerstrahlen
A2فعلشعاع، پرتوه، پرتو
JadoLearn Dictionary
zerstrahlen یعنی شعاع. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شعاع، پرتوه، پرتو
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خرف شدن، زوال، گذشت زمان
شعاع، پرتو، اشعه
شعاع، پرتوه، پرتو
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
افزودن، علاوه کردن، اضافه نمودن
تشخیص هویت دادن، مربوط ساختن، سناسائی کردن
مقدار، وجه، مبلغ
جمع، بحداکثر، کل
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.