zu Fall bringen
A2فعلنشستن، به خشکی آمدن، خاک
JadoLearn Dictionary
zu Fall bringen یعنی نشستن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نشستن، به خشکی آمدن، خاک
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کشور، زمین
مدعی العموم، فضولی، فضول
پشپشمباف، دلدل کردن، فتور پیدا کردن
بهم اتصال دادن، بهم متصل کردن، بهم رسیدن
بهم اتصال دادن، بهم متصل کردن، بهم رسیدن
متلاشی کردن، خرد کردن، داغان کردن
دشمنی کردن، دشمن کردن، خنثی کردن
متلاشی کردن، خرد کردن، داغان کردن
حرامکردن، نهی کردن، ممنوع کردن
دور کردن، اجتناب کردن، پرهیز کردن
ایست کردن، متوقف کردن، ایست دادن
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.