ability
A2اسم/US /əbˈɪlətˌiː/ əb-ĬL-ət-ē; UK /əbˈɪlətˌiː/ əb-ĬL-ət-ē/
توانایی؛ قابلیت، توانایی، قابلیت
JadoLearn Dictionary
معنی ability به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
توانایی؛ قابلیت، توانایی، قابلیت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اهلیت، لیاقت، صلاحیت
گنجیش، میل ذاتی، ذوق
زبر دستی، کاردان بودن، مهارت عملی داشتن
اهلیت، ظرفیت، گنجایش
موهبت، خوش طبعی، گنجایش
فروماندگی، عدم توانائی، عجز
عدم صلاحیت
حادثه؛ تصادف؛ اتفاق
حساب؛ گزارش؛ توضیح دادن
درد مبهم؛ درد کردن
دستاورد؛ موفقیت
مو، سرخر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.