skill
C2اسم/US /skɪl/ skĭl; UK /skɪl/ skĭl/
زبر دستی، کاردان بودن، مهارت عملی داشتن
JadoLearn Dictionary
معنی skill به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
زبر دستی، کاردان بودن، مهارت عملی داشتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تردستی، زبردستی، مهارت
هنری، هنر
گنجیش، میل ذاتی، ذوق
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.