معنی ۱neutral · 86%
در جایگاهی بالاتر یا به سمت جایگاهی بالاتر از قبل یا از چیزی دیگر.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
بالاتر
Deutsch
oben
Հայերեն
վերևում
verevum
مثالهای طبیعی
Look above.
بالاتر را نگاه کن.
The bird flew above.
پرنده به سمت بالاتر پرواز کرد.
