accident
A2اسم/US /ˈæksədənt/ ĂKS-əd-ənt; UK /ˈæksədənt/ ĂKS-əd-ənt/
حادثه؛ تصادف؛ اتفاق، حادثه، تصادف
JadoLearn Dictionary
معنی accident به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حادثه؛ تصادف؛ اتفاق، حادثه، تصادف
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
للطمه، گزند، صدمه
اتفاق، روی داد، واقعه
برخورد کردن، ناخوانده وارد شدن، سقوط کردن
آهنگ، منظور، مقصود
طرح ریزی کردن، نقشه کشیدن، الگو
توانایی؛ قابلیت
حساب؛ گزارش؛ توضیح دادن
درد مبهم؛ درد کردن
دستاورد؛ موفقیت
مو، سرخر
وظیفه دار، متعهد، ملتزم
یافتشده، پیدا شده، پایه گذاری کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.