accord
C1اسم/US /əkˈɔrd/ ək-ÔRD; UK /əkˈɔrd/ ək-ÔRD/
توافق؛ اعطا کردن؛ هماهنگی، توافق، اعطا کردن
JadoLearn Dictionary
معنی accord به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
توافق؛ اعطا کردن؛ هماهنگی، توافق، اعطا کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
معاهده، عهدنامه، معاهده بستن
همسازی، توازن، هارمونی
توافق، تطابق، همدلی
مبذول داشتن، مبذول کردن، عطا
تخالف، عدم موافقت، شکراب
حاشا کردن، نفی کردن، تکذیب کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.