adjust
C1اسم/US /ədʒˈʌst/ əj-ŬST; UK /ədʒˈʌst/ əj-ŬST/
انطباق یافتن، تنظیم کردن، تعدیل کردن
JadoLearn Dictionary
معنی adjust به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
انطباق یافتن، تنظیم کردن، تعدیل کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بهم آمدن، خواستگاری کردن، برازیدن
مقرر داشتن، ردیف کردن، قرار گذاشتن
نظم دادن
جا دادن؛ تطبیق دادن؛ فراهم کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.