arrange
B1اسم/US /ɚˈeɪndʒ/ ər-ĀNJ; UK /ɚˈeɪndʒ/ ər-ĀNJ/
مقرر داشتن، ردیف کردن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
arrange یعنی مقرر داشتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مقرر داشتن، ردیف کردن
واژههای معتبر برای ادامه یادگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.