alert
A1صفت/US /əlˈɝt/ əl-ƏRT; UK /əlˈɝt/ əl-ƏRT/
مراقب، هشیار، گوش بزنگ
JadoLearn Dictionary
معنی alert به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مراقب، هشیار، گوش بزنگ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کنشی، پر تحرک، فعال
سریعالانتقال
باروح، سبکروح
فرز، معجل، رکاب کش
قادر؛ توانا
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
الکلی، باده پرستی، باده پرست
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.