معنی ۱neutral · 88%
تمام افراد یا چیزهای یک گروه، یا تمام مقدار چیزی
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
همه
Deutsch
alle / alles
Հայերեն
բոլորը
bolory
مثالهای طبیعی
They all finished the work.
همهشان کار را تمام کردند.
Are all of them ready?
آیا همهٔ آنها آمادهاند؟
