معنی ۱neutral · 90%
علاوه بر آن؛ برای افزودن چیز یا ایدهای دیگر.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
همچنین
Deutsch
auch
Հայերեն
նաև
naev
مثالهای طبیعی
I also like music.
من موسیقی را هم دوست دارم.
She is also very kind.
او همچنین بسیار مهربان است.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /ˈɔːlsəʊ/آمریکایی: /ˈɔːlsoʊ/
تکیه روی هجای اول است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
همچنین
Deutsch
auch
Հայերեն
նաև
naev
I also like music.
من موسیقی را هم دوست دارم.
She is also very kind.
او همچنین بسیار مهربان است.
They also play football.
آنها فوتبال هم بازی میکنند.
also معمولاً پیش از فعل اصلی و پس از شکلهای be میآید و اطلاعاتی مرتبط با چیزی که قبلاً گفته شده به جمله اضافه میکند.
I like also music.
I also like music.
also معمولاً پیش از فعل اصلی میآید، نه بین فعل و مفعول آن.
also را پیش از فعل اصلی، اما پس از be قرار بده. از آن برای افزودن اطلاعات بیشتر استفاده کن.
جملهٔ درست را انتخاب کن.