معنی ۱neutral · 88%
هر چیز یا شیئی، وقتی چیز دقیق معلوم نیست یا اهمیتی ندارد
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
هر چیزی
Deutsch
etwas
Հայերեն
որևէ բան
voreve ban
مثالهای طبیعی
Do you need anything?
چیزی لازم داری؟
I cannot find anything.
هیچچیز پیدا نمیکنم.
