معنی ۱neutral · 90%
چیزی ناشناخته یا نامشخص.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
چیزی
Deutsch
etwas
Հայերեն
ինչ-որ բան
inch-vor ban
مثالهای طبیعی
Something is under the chair.
چیزی زیر صندلی است.
I need something to drink.
چیزی برای نوشیدن لازم دارم.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /ˈsʌmθɪŋ/آمریکایی: /ˈsʌmθɪŋ/
تکیهٔ اصلی روی هجای اول است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
چیزی
Deutsch
etwas
Հայերեն
ինչ-որ բան
inch-vor ban
Something is under the chair.
چیزی زیر صندلی است.
I need something to drink.
چیزی برای نوشیدن لازم دارم.
Something happened yesterday.
دیروز اتفاقی افتاد.
something به یک چیز اشاره میکند، نه یک شخص. معمولاً زمانی بهکار میرود که گوینده دقیقاً نمیداند آن چیز چیست.
Something are wrong.
Something is wrong.
something از نظر دستوری مفرد است، بنابراین با فعل مفرد بهکار میرود.
وقتی دربارهٔ چیزی ناشناخته یا نامبردهنشده صحبت میکنی، از something استفاده کن.
جملهٔ درست را انتخاب کنید.