معنی ۱neutral · 90%
شخصی ناشناس یا نامشخص.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
یک نفر
Deutsch
jemand
Հայերեն
ինչ-որ մեկը
inch-vor mekə
مثالهای طبیعی
Somebody opened the door.
یک نفر در را باز کرد.
Somebody can help me.
یک نفر میتواند به من کمک کند.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /ˈsʌmbədi/آمریکایی: /ˈsʌmbɑːdi/
تکیهٔ اصلی روی هجای اول است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
یک نفر
Deutsch
jemand
Հայերեն
ինչ-որ մեկը
inch-vor mekə
Somebody opened the door.
یک نفر در را باز کرد.
Somebody can help me.
یک نفر میتواند به من کمک کند.
Somebody lost a phone.
یک نفر تلفنی را گم کرده است.
somebody به یک شخص اشاره میکند، اما گوینده دقیقاً نمیداند او چه کسی است یا نیازی نمیبیند هویت او را بیان کند.
Somebody are here.
Somebody is here.
somebody از نظر دستوری مفرد است، بنابراین با فعل مفرد بهکار میرود.
وقتی دربارهٔ شخصی صحبت میکنی که نام یا هویتش مشخص نیست، از somebody استفاده کن.
جملهٔ درست را انتخاب کنید.