array
A1اسم/US /ɚˈeɪ/ ər-Ā; UK /ɚˈeɪ/ ər-Ā/
آریه، اریه
JadoLearn Dictionary
معنی array به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آریه، اریه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مقرر داشتن، ردیف کردن، قرار گذاشتن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
مرام، مقصد، کام
هوا، باد دادن، هوا خوردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.