بخش پشتی بدن، از شانهها به پایین.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
پشت
Deutsch
Rücken
Հայերեն
մեջք
meǰq
مثالهای طبیعی
My back hurts today.
امروز پشتم درد میکند.
He is lying on his back.
او به پشت دراز کشیده است.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /bæk/آمریکایی: /bæk/
این واژه یک هجا دارد و همان هجا تکیه میگیرد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
پشت
Deutsch
Rücken
Հայերեն
մեջք
meǰq
My back hurts today.
امروز پشتم درد میکند.
He is lying on his back.
او به پشت دراز کشیده است.
She carries the bag on her back.
او کیف را روی پشتش حمل میکند.
برای توصیف حالت بدن یا چیزی که روی پشت حمل میشود، از on your back و ساختارهای مشابه استفاده میشود.
I have pain in my backs.
I have pain in my back.
وقتی دربارهٔ پشت بدن یک نفر صحبت میکنیم، back معمولاً بهصورت مفرد بهکار میرود.
برای اشاره به پشت بدن از یک واژهٔ ملکی استفاده کنید: my back، your back، his back یا her back.
کدام جمله درست است؟
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
قسمت پشتی
Deutsch
Rückseite
Հայերեն
հետևի մաս
hetevi mas
She sits at the back of the class.
او در انتهای کلاس مینشیند.
The answers are at the back of the book.
پاسخها در انتهای کتاب هستند.
His name is on the back of the photo.
نام او پشت عکس نوشته شده است.
برای اشاره به قسمت عقب یک چیز از ساختار the back of something استفاده میشود.
The door is at back of the room.
The door is at the back of the room.
در عبارت at the back of باید پیش از back از the استفاده شود.
the back قسمتی است که مقابل front قرار دارد. برای مکان میگوییم at the back of و برای سطح پشتی یک شیء میتوان از on the back of استفاده کرد.
کدام عبارت به معنی قسمت عقب یک کتاب است؟