balance
A2اسم/US /bˈæləns/ BĂL-əns; UK /bˈæləns/ BĂL-əns/
تعادل بر قرار کردن، مانده

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
balance یعنی تعادل بر قرار کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تعادل بر قرار کردن، مانده
واژههای معتبر برای ادامه یادگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.