شروع به بودنِ چیزی کردن یا تغییر کردن به یک حالت یا وضعیت جدید.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
شدن
Deutsch
werden
Հայերեն
դառնալ
darnal
مثالهای طبیعی
He became very tired after work.
او بعد از کار خیلی خسته شد.
She became a doctor last year.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /bɪˈkʌm/آمریکایی: /bɪˈkʌm/
فعل become دو هجایی است و فشار تلفظی روی هجا دوم قرار دارد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
شدن
Deutsch
werden
Հայերեն
դառնալ
darnal
He became very tired after work.
او بعد از کار خیلی خسته شد.
She became a doctor last year.
او سال گذشته پزشک شد.
The weather became colder yesterday.
هوا دیروز سردتر شد.
وقتی چیزی به حالت، وضعیت یا نقش جدیدی تغییر میکند از become استفاده کنید. بعد از آن مستقیماً صفت یا اسم میآید.
He became to be a teacher.
He became a teacher.
برای بیان یک نقش جدید، از become + noun بهصورت مستقیم استفاده کنید.
Become نشان میدهد که چیزی از یک حالت به حالت دیگری تغییر میکند. برای وضعیتها از become + adjective و برای نقشها یا هویتهای جدید از become + noun استفاده کنید.
جمله درست را انتخاب کنید.