شروع کردن چیزی یا شروع شدن یک اتفاق.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
شروع کردن
Deutsch
beginnen
Հայերեն
սկսել
sksel
مثالهای طبیعی
The class begins at nine.
کلاس ساعت نه شروع میشود.
She began to learn English.
او شروع به یادگیری انگلیسی کرد.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /bɪˈɡɪn/آمریکایی: /bɪˈɡɪn/
فعل begin دو هجایی است و فشار تلفظی روی هجا دوم قرار دارد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
شروع کردن
Deutsch
beginnen
Հայերեն
սկսել
sksel
The class begins at nine.
کلاس ساعت نه شروع میشود.
She began to learn English.
او شروع به یادگیری انگلیسی کرد.
The movie begins soon.
فیلم بهزودی شروع میشود.
وقتی یک کار یا اتفاق شروع میشود از begin استفاده کنید. بعد از آن میتواند اسم، to + verb یا verb-ing بیاید.
She began learn English.
She began to learn English.
بعد از begin از to + verb یا verb-ing استفاده کنید، نه شکل ساده فعل بهتنهایی.
Begin یعنی شروع کردن. برای صحبت درباره شروع یک کار از begin to do something یا begin doing something استفاده کنید.
جمله درست را انتخاب کنید.