شروع کردن یک فعالیت یا آغاز کردن چیزی جدید.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
شروع کردن
Deutsch
anfangen
Հայերեն
սկսել
sksel
مثالهای طبیعی
I start work at nine.
من ساعت نه کار را شروع میکنم.
She starts to learn English.
او شروع به یادگیری انگلیسی میکند.
