bestow
C2اسم/US /bɪstˈoʊ/ bĭst-Ō; UK /bɪstˈoʊ/ bĭst-Ō/
عطا کردن، بذل کردن، عطا کردن بذل کردن
JadoLearn Dictionary
معنی bestow به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عطا کردن، بذل کردن، عطا کردن بذل کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مبذول داشتن، مبذول کردن، عطا
ارائه نمودن، حالی، معرفی کردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.