boundary
B1اسم/US /bˈaʊndɚiː/ BOUND-ər-ē; UK /bˈaʊndɚiː/ BOUND-ər-ē/
حد

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
boundary یعنی حد. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حد
واژههای معتبر برای ادامه یادگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.
دور، واژه