brawl
C1اسم/US /brɔl/ brôl; UK /brɔl/ brôl/
نزاع و جدال کردن، سروصدا کردن، نزاع و جدال کردن سروصدا کردن
JadoLearn Dictionary
معنی brawl به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نزاع و جدال کردن، سروصدا کردن، نزاع و جدال کردن سروصدا کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
داد و بیداد، نزا مختصر
سروصدا کردن، همهمه، سروصدا
ستیز، ستیزه کردن، پرخاش کردن
غلغل کردن، ولوله، ولوله کردن
ردیف، راسته، صف
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.