bring
C1اسم/US /brɪŋ/ brĭng; UK /brɪŋ/ brĭng/
به همراه آوردن، آوردن، به همراه اوردن اوردن
JadoLearn Dictionary
معنی bring به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
به همراه آوردن، آوردن، به همراه اوردن اوردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خرس، دب
حمالی کردن، عملی کردن، حامل بودن
افاده کردن
جابجا سازی، انتقال دادن، نقل کردن
بهکشور آوردن، ورود، کالای رسیده
بیرون دادن، عمل آوردن، فر اوردن
مورث، موجد، باعث شدن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.