condemn
C1اسم/US /kəndˈɛm/ kənd-ĔM; UK /kəndˈɛm/ kənd-ĔM/
محکوم کردن، محکوم نمودن، محکوم کردن محکوم نمودن
JadoLearn Dictionary
معنی condemn به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
محکوم کردن، محکوم نمودن، محکوم کردن محکوم نمودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خار کردن، ممت، مذمت کردن
جانی، مجرم، محکوم
سرنوشت بد
محکوم کردن، جمله، فتوا
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.