داشتن قیمت مشخص یا نیاز داشتن به مقدار مشخصی پول.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
قیمت داشتن
Deutsch
kosten
Հայերեն
արժենալ
arzhenal
مثالهای طبیعی
The book costs ten dollars.
این کتاب ده دلار قیمت دارد.
This phone cost me five hundred euros.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /kɒst/آمریکایی: /kɔːst/
این فعل یک بخش دارد و تمام تأکید روی همان بخش است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
قیمت داشتن
Deutsch
kosten
Հայերեն
արժենալ
arzhenal
The book costs ten dollars.
این کتاب ده دلار قیمت دارد.
This phone cost me five hundred euros.
این گوشی برای من پانصد یورو هزینه داشت.
The car costs a lot of money.
این ماشین پول زیادی قیمت دارد.
از cost برای صحبت درباره قیمت چیزی استفاده میکنیم. شکل فعل در گذشته هم تغییر نمیکند: It costs $20 now و It cost $20 yesterday.
How much does it costs?
How much does it cost?
بعد از does باید از شکل پایه فعل یعنی cost استفاده شود، نه costs.
وقتی میخواهید بگویید چیزی چقدر ارزش دارد یا برای خرید آن چقدر پول لازم است، از cost استفاده کنید. Cost در زمان گذشته هم تغییر نمیکند.
Choose the correct sentence.