disturb
C2اسم/US /dɪstˈɝb/ dĭst-ƏRB; UK /dɪstˈɝb/ dĭst-ƏRB/
منغص کردن، تیره کردن، بر آشفتن
JadoLearn Dictionary
معنی disturb به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
منغص کردن، تیره کردن، بر آشفتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مضطرب ساختن
بر آشفتن، سرآسیمه کردن، آشفته کردن
مضطرب ساختن
دست مالی کردن
تصدیع فراهم کردن، مزاحمت، دردسر
ناراحت گذاردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.