فردی که برای درمان افراد بیمار یا آسیبدیده آموزش دیده است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
پزشک
Deutsch
Arzt
Հայերեն
բժիշկ
bzhishk
مثالهای طبیعی
You should see a doctor about that cough.
برای آن سرفه بهتر است به پزشک مراجعه کنی.
The doctor told me to rest for two days.
