مکانی که افراد بیمار یا آسیبدیده در آن مراقبت پزشکی دریافت میکنند.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
بیمارستان
Deutsch
Krankenhaus
Հայերեն
հիվանդանոց
hivandanots
مثالهای طبیعی
The hospital is across from the bank.
بیمارستان روبهروی بانک است.
My grandfather is in hospital after an operation.
