dominant
A1صفت/US /dˈɑmənənt/ DÄM-ən-ənt; UK /dˈɑmənənt/ DÄM-ən-ənt/
حاکمه، چیره، حکم فرما
JadoLearn Dictionary
معنی dominant به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حاکمه، چیره، حکم فرما
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اولوالامر
صدور حکم، حکمفرما، حاکمه
مستولی
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
الکلی، باده پرستی، باده پرست
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.