معنی ۱neutral · 90%
هر یک از دو یا چند شخص یا چیز که جداگانه در نظر گرفته میشوند
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
هر
Deutsch
jeder
Հայերեն
յուրաքանչյուր
yurakanchyur
مثالهای طبیعی
Each student gets a book.
هر دانشآموز یک کتاب میگیرد.
Each child has a room.
هر کودک یک اتاق دارد.
