ease
A1اسم/US /iːz/ ēz; UK /iːz/ ēz/
سهولت، آسودگی، آسانی
JadoLearn Dictionary
معنی ease به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سهولت، آسودگی، آسانی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
خامش، ساکت، بی سر و صدا
دراز کشیدن
راحتی
سبکبال کردن
تسکین دادن، آرامیدن، آرام
دلنوازی کردن، دلجوئی کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.