estimate
A1اسم/US /ˈɛstəmət/ ĔST-əm-ət; UK /ˈɛstəmət/ ĔST-əm-ət/
برآورد، براورد کردن، برآورد کردن
JadoLearn Dictionary
معنی estimate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
برآورد، براورد کردن، برآورد کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ارج، مقدار، بها
تعیین قیمت کردن
مغتنم شمردن، انعام، جایزه
درچند، نرخ بستن، میزان
منزلت، عزت، اعتبار
محسوب داشتن، بشمار آوردن، به شمار آوردن
احتساب کردن، حساب کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.