expedient
C2صفت/US /ɪkspˈiːdiːənt/ ĭksp-ĒD-ē-ənt; UK /ɪkspˈiːdiːənt/ ĭksp-ĒD-ē-ənt/
مقتضی، مقرون به مصلحت، با تدبیر
JadoLearn Dictionary
معنی expedient به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مقتضی، مقرون به مصلحت، با تدبیر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نوبت کار، نوبت کاری
تمهید
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
حالی
نوک دار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.