first
A1صفت/US /fɝst/ fərst; UK /fɝst/ fərst/
نخستین، اولی، اولین
JadoLearn Dictionary
معنی first به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نخستین، اولی، اولین
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عمده، ابتدایی، بدوی
اصل نخستین، عنصر نخستین
ابتدایی، اولیه
عمده، باشی، فرمانده
مضمون عنه، مدیر مدرسه، مظمون عنه
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.