flaw
C2اسم/US /flɔ/ flô; UK /flɔ/ flô/
نقص، مو، سوسه
JadoLearn Dictionary
معنی flaw به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نقص، مو، سوسه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تقصیر، حرج، گناه
گله، خال، لک
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.