habitual
C1اسم/US /həbˈɪtʃuːəl/ həb-ĬCH-o͞o-əl; UK /həbˈɪtʃuːəl/ həb-ĬCH-o͞o-əl/
عادتی
JadoLearn Dictionary
معنی habitual به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عادتی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عادتی، مرسوم
عادتکرده؛ معمول
متداول، معمول، معهود
عامه، عامی
عادی، بی شکوه، متعارفی
منتظم، باقاعده
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.