justify
C2اسم/US /dʒˈʌstəfˌaɪ/ JŬST-əf-ī; UK /dʒˈʌstəfˌaɪ/ JŬST-əf-ī/
توجیه کردن
JadoLearn Dictionary
معنی justify به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
توجیه کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نگهداری کردن
معذرت خواستن، بهانه، دستاویز
تبرئه کردن؛ مبرا کردن؛ آمرزیدن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.